ميرزا محمد هادي علوى شيرازى

پيش درآمد 15

سفرنامه ميرزا ابو الحسن خان شيرازى ( ايلچى ) به روسيه ( فارسى )

فقره به عرض امپراطور اعظم گذشت . حضرت ايمپراطور معتمدى را تعيين نمود كه ايلچى دولت عليه هر چه در آن بازار معامله نمايد صاحب مال قيمت جنس خود را از سركار دولت گرفته متعرض كسان ايلچى نيايد . از اتفاق اين خبر ، وقتى به خان سفير رسيد كه قريب به سراى خويش از تماشاى بازار برمىگرديد . قوه حرص و آز قباحت و خفت در آن احوال در نظر او مستحسن [ جلوه ] كرد و در ثانى با آن كوكبه سفارت روى ببازار آورد . وقتى رسيد كه معتمد حضرت امپراطور رفته بود و اين آمد و رفت بيحاصل ثمرى به جز حسرت و ندامت و شماتت و ملامت نبخشود » « 1 » در اينجا به‌جاست كه قبول كنيم كه آنچه را كه موريه در كتاب « حاجى بابا » ى خود نوشته درباره اين سفير نوشته و جز اين سفير سفير ديگرى نيست كه اين خصوصيات را داشته باشد . ميرزا فضل الله شيرازى در مورد ايلچى و كتاب حاجى باباى موريه مىنويسد : « موريه . . . در مدت توقف ايران احوال و اوضاع هر كس را تفرس و تفحص مىنمود . دو كتاب در احوال و اوضاع ديده و شنيده تأليف كرده و حكايات و مضحكان در آن درج كرده ، يكى از آن دو كتاب [ شرح ] اوضاع سفارت خويش و احوال عموم اهالى ايران ، از غنى و درويش است . و ديگرى را كه حاجى بابا نام نهاده اختصاص به ذكر نسب و حسب و اوضاع و احوال حضرت حاجى ميرزا ابو الحسن خان سفير داده است . نسبت او را كه تا حال بر اهالى ايران نامعلوم بوده ايلچى . . . معلوم نموده . . . مات عليكم به مطالعة الرسالة - المذكور فاعبروا يا اولى الابصار « 1 » در اين مطالب نكته‌هائى است در شناخت ميرزا ابو الحسن خان و نيز نكته جالبى است در نامهء اوزلى و احوال به سفير كه مىنويسد « ماهيانهء ميرزا ابو الحسن بايد در اختيار سفير بريتانيا باشد تا اگر ميرزا ابو الحسن خان در ، خواسته‌هاى دولت انگليس كوتاهى كند حقوق او قطع شود . ولى چنين به نظر ميرسد كه خلافى جز خواسته‌هاى كارگذاران دولت انگليس از حضرت خان سر نمىزند و به علت كوشش بسيار در مورد خواسته‌هاى كارگذران مذكور بر مقام و منصب او افزوده مىگردد . و چندى بعد هم عهده‌دار وزارت امور خارجهء ايران مىشود . اين نكته جالب است كه هنگامى كه فتحعليشاه و كارگذران دولت ايران از ماوقع كار ميرزا ابو الحسن خان اطلاع مىيابند و از قبول دريافت حقوق ماهيانه او اطلاع حاصل مىكند نه تنها كسى او را مورد ملامت قرار نمىدهد بلكه شاه هم او را مورد نوازش قرار مىدهد . و از او تعريف و تمجيد مىكند و مىگويد « آفرين آفرين ابو الحسن تو روى مرا در مملكت بيگانه سفيد كردى من هم روى تو را سفيد خواهم كرد تو از نجيب‌ترين خانواده‌هاى مملكت من هستى بحول الهى من تو را به مقامهاى بلند اجداد تو خواهم رسانيد » « 2 » ميرزا ابو الحسن خان پس از بازگشت از سفر لندن در جمادى الاولى سال 1225 ه . ق در دستگاه فتحعليشاه به كار اشتغال ميداشت تا اينكه در سال 1228 ه . ق كه معاهده گلستان انعقاد يافت ، ميرزا ابو الحسن خان به نمايندگى از طرف دولت ايران پيش‌نويس عهدنامه موقت گلستان را در زيوه امضاء كرد و به امضاء فتحعليشاه رسانيد . و از طرف فتحعليشاه مأموريت يافت كه به پطرزبورگ برود و عهدنامه مذكور را به

--> ( 1 ) - تاريخ ذو القرنين جداول ص 190 . ( 2 ) - محمود محمود . تاريخ روابط سياسى ايران و انگليس ، ج 1 ، چ 1 ، ص 96